ای ستاره به دنبال من می آیی؟
سرعت می افزایم
۶ بار که نه، ۸ بار و اکنون ۱۰ بار
سریعتر از انسان.
اما باز هم به دنبالم می آیی.
کدام آلودگی پیوند چشم ما را خواهد گسست؟
و کدام بازتاب نور پرتوات را از دیدگانم محو خواهد کرد؟
ای ابر نزدیکش شده ای
همسایگانش را تاریک کرده ای
اما جراتت کو که بپوشانی
شعاع نورش را؟
حتی تو ای ابر حاکم!
در شبهای گرفته و غمناک پاییزی.
تو آن بالا ها
و من اینجا.
دست دراز می کنم
شلاق نمناک طوفان سرخش می کند
چه حس می کنم؟
نوازش نسیمی ناز.
اما باز هم فاصله غوغا می کند.
|
+| نوشته شده توسط
یک نفر در چهارشنبه هفدهم آبان 1385
|